تبليغاتX
پگاه
شعر و داستان
آقا گرگه یک اس ام اس (پیامک ) برای شنگول و منگول فرستاد و در آن نوشت : عزیزانم من مادرتونم - لطفا در رو باز کنید !

 شنگول و منگول که پیامک را دیدند فوری جواب دادند:آقا گرگه خودتی ! - موبایل ( تلفن همراه ) ما کلر آیدی (نمایشگر ) داره !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط  پگاه پيشدار   | 

 خانم موشي مي خواست خانه اش را تميز كند. دو تا بچه ، يكي دختر و يكي پسرش رو مرتب كرد و گفت : بچه هاي عزيز من  جلوي خونه بازي كنيد تا من خونه رو مرتب كنم. جاهاي دور نريد كه ماشين توي شهر زياد شده !

 دختر خانم موشي گفت : ولي مامان من مي ترسم !

خانم موشي پرسيد: چرا عزيزم ؟

 دختر موشي گفت: آخه ! آخه ! ديشب تو خواب يك گربه ديدم .

 مادر موشي گفت: عزيزم حتما خيلي به اون فكر كردي !؟

 دختر موشي گفت: نه مامان ، تو تلويزيون يك فيلم نشان مي داد كه تو اون گربه ها دنبال موش ها مي كردند ...

 دختر موشي همين را كه گفت زد زير گريه ،  حاله گريه نكن ،كي گريه كن . اشكهاش مثل باران مي باريد و تنها جمله اي كه از او شنيده مي شد اين بود كه : مامان ، مامان من خيلي             مي ترسم !

 مادر موشي گفت : دخترم اين حرفها كه گربه ها دشمن موشها  هستند متعلق به "دنياي آنالوگ" است ما الان در "دنياي ديجيتال" زندگي مي كنيم "تام" و" جري" رو كه ديدي عزيزم ؟!

 پسر موشي كه تا اين لحظه ساكت بود ، آخ جوني گفت و به بالا پريد و به مامانش گفت : مامان مامان ، پول مي ديدي كه كليپ تام و جري براي موبايلم بخرم ؟

 مادر موشي گفت : اگر قول بدي پسر خوبي باشي اصلا پول مي دم كه يك سري كامل سي دي كه نه ! قديمي شده " هاي دي وي دي " تام و جري رو بخري – اصلا يك كار ديگر مي كنم ! پول مي دم بري كارت كانالهاي پولي ماهواره رو بخري و شبكه هاي كارتوني رو هم  ببيني كه تام و جري هم پخش مي كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:5  توسط  پگاه پيشدار   |