دقايق زيادي بود كه اتوبوس نيامده بود. هوا هم گرم بود. اتوبوس كه ايستاد ، جايي بر سوار شدن نبود ، با اين وصف خيلي ها سعي مي كردند سوار آن شوند.
روي در اتوبوس نوشته شده بود " از پرداخت وجه نقد به جاي بليط خودداري كنيد" . كنار آن نوشته ، شعار ديگري نيز بود :" ارايه بليط نشانه شخصيت شماست" . راننده ، خانمي كه بليط خود را آماده نكرده بود با "آهاي خانم ! " خطاب كرد كه : بليط ! يعني بليط بده . آن خانم گفت كه : موقع پياده شدن مي دم .
راننده راه افتاد ، غر مي زد كه : بعضي ها حرام و حلال سرشان نمي شود- اتوبوس مال بيت المال است . اتوبوسراني با پول مردم اداره مي شود. و اين جمله آخري را تحليل مي كرد.
ايستگاه بعد چند مسافر خانم و آقا پياده شدند . آن خانم هم بليط خود را داد و رفت . چندين مسافر جاي چند مسافر پياده شده سوار شدند . چندنفري از آنها بليط نداشتند و پول دادند . راننده پولها را گرفت و در جيبش گذاشت و جاي بقيه پول يكي از مسافران هم به او چند تا بليط داد. شايد توي دلش گفت : پول سيگار امروز كه تامين شد ! خدا مي داند من چيزي نشنيدم .
يك نوشته كم رنگ شده ولي هنوز قابل خواندن هم روي بدنه داخلي اتوبوس بود . نوشته بودند: عدم ارايه بليط ، يعني وارد كردن مال حرام به زندگي !!