برداشت : هزارم !
زمان : ۱۳و ۱۴دقیقه روز ۰۹/۰۹/۸۹
مکان : تهران - خیابان ولی عصر - بالاتر از فروشگاه قدس شعبه زرشت
عده زیادی در ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. اتوبوس های ریالی پشت سرهم می آیند و می روند و هر کی پول دارد / سوار می شود. خیلی ها منتظرند اتوبوس بلیطی بیاید.
" آمبولانس خصوصی نیما " با پلاک تهران - ۱۴/ ۲۲۶ل ۸۹ در مسیر خلاف از کوچه کنار ایستگاه وارد خیابان می شود . تکنیسین پزشکی که بغل راننده نشسته آژیر را به صدا در می آورد و به راننده ها که به سمت بالا می روند / دستور می دهد : توقف کن !
راننه یک پراید سفید رنگ به دستور بی اعتنایی می کند. دستیار راننده با بلندگو امر می کند: راننده پراید توقف کن !!
آمبولانس وارد کوچه "جاوید " در روبروی ایستگاه می شود که نبش آن تابلوی ورود ممنوع نصب است.
چند قدمی که جلو می رود مقابل نانوایی سنگکی می ایستد . تکنیسین پیاده می شود و در صف یک دانه ای ها می ایستد!
** این داستان را پدرم برای " پگاه " فرستاده است .