تبليغاتX
پگاه - به خدا همچنان نزدیک تر است
شعر و داستان
 نماز ظهر وعصر را در اداره می خواند. صف اول را معمولا مدیران ارشد پر می کردند و جانماز عده ای هم  همیشه آنجا پهن بود و چند نفری جای ثابتی داشتند.

 یک روز در نمازش تاخیر شد . نمازخانه خالی بود. باز هم انتهای نمازخانه ایستاد و نیت کرد. محراب با چند قدمی فاصله پیش روی او بود .

 آخر نماز حس کرد که به خدا همچنان نزدیک تر است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 9:31  توسط  پگاه پيشدار   |